ابراهيم عاملي ( موثق )
250
تفسير عاملي ( فارسي )
باشد ؟ 43 آنها به تو گويند : پيامبر نيستى ، تو بپاسخ بگو : گواه ميان من و شما خدا بس بود و هم آنكه بهره اى از دانش و كتاب دارد . سخن مفسّرين : « تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّه » 28 كشف نوشته : اينجا دو قول گفتهاند : يكى آن است كه ذكر بمعنى وعد است مىگويد : وعده هائى كه اللَّه تعالى داد مؤمنان را در غيب از نعيم بهشت و ديدار و رضاى باقى ، دلهاى ايشان بيگمان مىپذيرد و استوار ميدارد و ميآرامد و به آن شاد مىشود ، قول ديگر آن است كه به اين ، ذكر زبان خواهد يعنى دلهاى ايشان آرام گيرد و بنازد چون ذكر و ثناى خداى تعالى بر زبان رانند يا از ديگرى شنوند . بر لسان اهل اشارت اين آيت از دو كس خبر ميدهد : يكى مريد و ديگر مراد يكى اوقات خويش مستغرق دارد به - ذكر زبان گهى نماز و گه تسبيح و گه خواندن قرآن . يكى مينازد بذكر حقّ در ميان جان از غرقى كه هست در بحر عيان او را پرداخت نيست با ذكر زبان . آن يكى در راه دين رونده در بند ذكر خويش بمانده ، و اين يكى بر بساط قربت از اسباب و خلق ربوده و بجذبه ى الهى مخصوص گشته . لقمان سرخسى و بو الفضل سرخسى دو پير بودند در عصر خويش فريد روزگار و يگانه ى وقت هر دو در سماع بودند ، بو الفضل از دست خود رها شد بارى چند بگرديد همچون چرخى گردان آنگه به روى ديوار بر شد روى با لقمان كرد كه نيائى تا در اين هواى جعليّت پردازى كنيم ؟ لقمان بانگ بر وى زد گفت : نامردى مكن آفرينش ميدانى تنگ است پرواز ما را نشايد ، اشارتى عظيم است بنقطه ى جمع كسى را كه در دل آشنائى است و در جان روشنائى : جمال حضرت قرآن نقاب آنگه براندازد كه دار الملك ايمان را مجرّد بيند از غوغا تفسير صافى : عيّاشى از امام صادق ( ع ) روايت كرده است كه مقصود از ذكر « اللَّه » پيغمبر است . و قمّى گفته است : « الَّذِينَ آمَنُوا » شيعيان هستند و « ذكر الله » علىّ عليه السّلام است . مجمع : به اين آيه گفته شده است : ياد خدا وسيله ى آرامش دل است و در